تبلیغ صفحه خبر
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 می 2026 - 10:14
کد خبر : 586

سماعِ خط در هزارتویِ خیال

عبدالمجید رفیعی برزکی

به بهانه برگزاری نمایشگاه خط و خیال سعید بوجار آرانی

به بهانه برگزاری نمایشگاه خط و خیال سعید بوجار آرانی
سعید بوجار، دستِ مخاطب را می‌گیرد و در هزارتویِ خط و خیال چنان می‌چرخاند که انگار خودِ او در مرکزِ تابلوها ایستاده است؛ چنان‌که یک‌بار «اسدخان»، تاجری پاکستانی که مهمان هتل بوتیک باران بود، هنگام تماشای تابلوها با همان فارسیِ شکسته‌اش خنده‌کنان گفت: «مخم باد آورده است، مخم باد کرده… قاطی کرده‌ام؛ گیج و منگ شدم!»

تابلوهای سعید که این روزها در عمارت بارانِ آران‌وبیدگل به تماشا نشسته، شاید از درکِ کلاسیکِ یک شهروندِ عادی فراتر باشد، اما قدرتِ خیره‌کننده‌ای در تسخیرِ نگاه دارد.

بوجار در نمایشگاه، قدم‌به‌قدم با بازدیدکنندگان همراه می‌شود تا شاید از میانِ چشمانِ آنان، تعبیری تازه برای نقش‌هایش بیابد؛ گویی هر تابلو، شعری ا‌ست که او پیش‌تر سروده، اما حالا در انتظارِ روایتی نو از زبانِ مخاطب است.

گاهی با خود می‌اندیشم که آیا ناتوانیِ من در فهمِ این نقش‌ها از قصورِ درکِ من است، یا «سعید» در سماعِ عاشقانۀ خود، قالب‌ها را شکسته و بر هر خطی، خیالی بافته که تنها برای خودش معنا می‌شود؟ او در اوجِ این نقاشی‌ها، با هر حرکتِ قلم، از زمین جدا می‌شود و در آسمانِ خیالِ خویش پرواز می‌کند.

دیروز دوستی می‌گفت: «دیوانگی، جوهرۀ هنر است»؛ و شاید بیراه نباشد. مگر می‌شود تمامِ عمر و ذهنِ خود را صرفِ خطوطی کرد که تو را در آسمانِ خیال بگرداند، اما «دیوانه» نبود؟

وقتی از دوستی نقاش پرسیدم که چرا اقبالِ عمومی به نمایشگاه‌های هنری مانند کشورهای توسعه‌یافته نیست، پاسخ تلخی داد: «هنر در رأسِ هرم مازلو است؛ هنوز جامعه از دغدغه‌های طبقاتِ زیرین گذر نکرده است.»

اما در برابرِ این نگاهِ جامعه‌شناختی، آثارِ سعید بوجار گواهی می‌دهد که «فردیت» می‌تواند هرم‌ها را زیرورو کند؛ او رأسِ هرم را بر زمین می‌آورد و قاعده را در آسمان می‌نشاند تا بر آن عشق‌بازی کند.

دیروز همراه با «حوریه» بیش از دو ساعت در گلستانِ تابلوهایش سیاحت کردیم؛ هرچه بیشتر نگریستیم، بر حیرت‌مان افزوده شد. میانِ سعید و نقش‌هایش، گره‌ای‌ست کور و زیبا. آنچه مسلم است، او عاشق است؛ عاشقی که پشتِ هر خطش، ایده‌ای نهفته و انگیزه‌ای جان‌بخش دارد.

او در سماعِ عارفانه‌اش به اوج رسیده، اما پرسشِ اصلی اینجاست: آیا بازدیدکننده هم می‌تواند دست در دستِ او در میانِ این خط و خیال بچرخد و هم‌بالِ او شود، یا همان‌طور که آن تاجرِ پاکستانی گفت، سهمِ مخاطب تنها «گیجی و منگی» است؟»

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.