تضاد حفاظت و توسعه؛
حسن فدایی
آیا میراث فرهنگی مانع توسعه کاشان است؟

نخست اینکه مدیریت شهری برای تضاد میان «حفاظت» و «توسعه شهری» چه پاسخی دارد؟ از یکسو سازمان متولی میراث تلاش میکند آثار تاریخی را حفظ کند و از سوی دیگر، شهرداریها – دستکم در برخی موارد – این آثار را مانعی در برابر توسعه شهری میبینند.
تعریف «بافت تاریخی» و «بافت فرسوده» سالهاست که میان این دو نگاه محل اختلاف است و به یک چالش جدی برای کاشان وشایدبرای برخی مناطق دیگر تبدیل شده؛ چالشی که چهبسا فرصتهای مهمی را از شهر گرفته وخواهدگرفت.
مثال مشخص آن، خانۀ عامریها و ماجرای مسدود شدن خیابان علوی با احیای حوضخانه خانه تاریخی است که اعتراض مالکان مسکونی و تجاری را برانگیخت و موضوع را تا سطح استان، مرکز و دفتر ریاستجمهوری کشاند. در این یادداشت بنا ندارم نظر بدهم که حق با کدام طرف است؛ بحث این است که اگر مدیریت شهری برای چنین مسائل اساسی، پاسخ روشن و سیاست مشخص نداشته باشد، فرصتهایی از دست میرود که بعداً قابل جبران نیست.
مسئله دوم، بناهای تاریخیای است که در مالکیت دولت و نهادهایی مثل شهرداری قرار دارند، اما امکان نگهداری مناسب آنها فراهم نشده است. خانه بروجردیها در اختیار میراث است و خانه طباطباییها، آلیاسین و بناهای دیگری در اختیار شهرداری. پرسش این است که این تملکها واقعاً در خدمت حفظ بنا و استفاده بهینۀ از آنهاست، یا باید برای مدیریت بهینه و بهرهبرداری از این آثار، فکر و سازوکار دیگری اندیشید؟
سوم اینکه «ظرفیت تحمل» آثار و میراث فرهنگی چقدر است؟ بارها گفته شده که بنای تاریخی هم مثل موجود زنده است؛ محدودیت دارد، فرسوده میشود و نیاز به مراقبت مستمر دارد. آیا این آثار متناسب با ظرفیت واقعیشان مورد استفاده قرار میگیرند؟ و به همان اندازه که از آنها بهرهبرداری توریستی و اقتصادی میشود، برای مرمت، نگهداری و حفاظتشان هم هزینه و توجه میشود؟
بحث بعد این است که توجه به بناهای تاریخی، بهویژه آنهایی که در اختیار سرمایهگذاران کاشانی و غیرکاشانی قرار گرفتهاند، چقدر با معیشت ساکنان محلی گره خورده است؟ آیا الگوی فعلی بهرهبرداری، به نفع مردمِ همان محلهها و کسبوکارهای کوچک محلی است، یا عملاً منافع گروه محدودی را تأمین میکند و دیگران را به حاشیه میراند؟ آیا این اقدامات باعث احیای محله و فضاهای عمومی تاریخی وکسب وکارساکنان آن شده است؟یاخیر.
و در نهایت، نباید فراموش کنیم که میراث فرهنگی فقط بنا نیست. مهارتهای بافت فرش، زیلوبافی، شعربافی، مسگری، کاشیسازی، معماری سنتی، هنر و آیینهای مذهبی و اجتماعی حتی زبان، ارزشها، هنجارها، سنن وآنچه در زمره فرهنگ نامیده می شوندنیز جزئی از میراث فرهنگی کاشاناند.
در سالهای اخیر برای احیای معماری سنتی و آنچه معماری خلاق نامیده می شود و برخی آیینها کارهایی انجام شده، اما فرش دستباف کاشان – همان هویتی که سالها نام کاشان را در جهان معرفی کرده – عملاً به حاشیه رفته و در حال فراموش شدن است.
هفته میراث فرهنگی فرصتی است که متولیان، در همین جشنوارهها، نشستها و تریبونهای رسانهای، نه فقط از «اهمیت میراث» سخن بگویند، بلکه به این پرسشها پاسخ دهند و شاخصها، آمارها، برنامهها و راهکارهای مشخص خود را برای حل این چالشهاوسایرمشکلات، روشن و قابل ارزیابی اعلام کنند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0