تبلیغ صفحه خبر
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 می 2026 - 11:14
کد خبر : 596

تضاد حفاظت و توسعه؛

حسن فدایی

آیا میراث فرهنگی مانع توسعه کاشان است؟

آیا میراث فرهنگی مانع توسعه کاشان است؟
هفته میراث فرهنگی است و حتماً مثل هر سال، نشست‌ها، همایش‌ها و جشنواره‌هایی برگزار خواهد شد و سخنرانان به بیانِ دیدگاه‌های خود خواهند پرداخت. همۀ این‌ها لازم است؛ اما کاشان در این هفته، پیش از هر مراسمی، باید به چند پرسش اساسی پاسخ دهد تا تکلیف خود را در عمل با میراث فرهنگی‌اش روشن کند

نخست این‌که مدیریت شهری برای تضاد میان «حفاظت» و «توسعه شهری» چه پاسخی دارد؟ از یک‌سو سازمان متولی میراث تلاش می‌کند آثار تاریخی را حفظ کند و از سوی دیگر، شهرداری‌ها – دست‌کم در برخی موارد – این آثار را مانعی در برابر توسعه شهری می‌بینند.

تعریف «بافت تاریخی» و «بافت فرسوده» سال‌هاست که میان این دو نگاه محل اختلاف است و به یک چالش جدی برای کاشان وشایدبرای برخی مناطق دیگر تبدیل شده؛ چالشی که چه‌بسا فرصت‌های مهمی را از شهر گرفته وخواهدگرفت.

مثال مشخص آن، خانۀ عامری‌ها و ماجرای مسدود شدن خیابان علوی با احیای حوضخانه خانه تاریخی است که اعتراض مالکان مسکونی و تجاری را برانگیخت و موضوع را تا سطح استان، مرکز و دفتر ریاست‌جمهوری کشاند. در این یادداشت بنا ندارم نظر بدهم که حق با کدام طرف است؛ بحث این است که اگر مدیریت شهری برای چنین مسائل اساسی، پاسخ روشن و سیاست مشخص نداشته باشد، فرصت‌هایی از دست می‌رود که بعداً قابل جبران نیست.

مسئله دوم، بناهای تاریخی‌ای است که در مالکیت دولت و نهادهایی مثل شهرداری قرار دارند، اما امکان نگهداری مناسب آن‌ها فراهم نشده است. خانه بروجردی‌ها در اختیار میراث است و خانه طباطبایی‌ها، آل‌یاسین و بناهای دیگری در اختیار شهرداری. پرسش این است که این تملک‌ها واقعاً در خدمت حفظ بنا و استفاده بهینۀ از آن‌هاست، یا باید برای مدیریت بهینه و بهره‌برداری از این آثار، فکر و سازوکار دیگری اندیشید؟

سوم این‌که «ظرفیت تحمل» آثار و میراث فرهنگی چقدر است؟ بارها گفته شده که بنای تاریخی هم مثل موجود زنده است؛ محدودیت دارد، فرسوده می‌شود و نیاز به مراقبت مستمر دارد. آیا این آثار متناسب با ظرفیت واقعی‌شان مورد استفاده قرار می‌گیرند؟ و به همان اندازه که از آن‌ها بهره‌برداری توریستی و اقتصادی می‌شود، برای مرمت، نگهداری و حفاظت‌شان هم هزینه و توجه می‌شود؟

بحث بعد این است که توجه به بناهای تاریخی، به‌ویژه آن‌هایی که در اختیار سرمایه‌گذاران کاشانی و غیرکاشانی قرار گرفته‌اند، چقدر با معیشت ساکنان محلی گره خورده است؟ آیا الگوی فعلی بهره‌برداری، به نفع مردمِ همان محله‌ها و کسب‌وکارهای کوچک محلی است، یا عملاً منافع گروه محدودی را تأمین می‌کند و دیگران را به حاشیه می‌راند؟ آیا این اقدامات باعث احیای محله و فضاهای عمومی تاریخی وکسب وکارساکنان آن شده است؟یاخیر.

و در نهایت، نباید فراموش کنیم که میراث فرهنگی فقط بنا نیست. مهارت‌های بافت فرش، زیلوبافی، شعربافی، مسگری، کاشی‌سازی، معماری سنتی، هنر و آیین‌های مذهبی و اجتماعی حتی زبان، ارزش‌ها، هنجارها، سنن وآنچه در زمره فرهنگ نامیده می شوندنیز جزئی از میراث فرهنگی کاشان‌اند.

در سال‌های اخیر برای احیای معماری سنتی و آنچه معماری خلاق نامیده می شود و برخی آیین‌ها کارهایی انجام شده، اما فرش دستباف کاشان – همان هویتی که سال‌ها نام کاشان را در جهان معرفی کرده – عملاً به حاشیه رفته و در حال فراموش شدن است.

هفته میراث فرهنگی فرصتی است که متولیان، در همین جشنواره‌ها، نشست‌ها و تریبون‌های رسانه‌ای، نه فقط از «اهمیت میراث» سخن بگویند، بلکه به این پرسش‌ها پاسخ دهند و شاخص‌ها، آمارها، برنامه‌ها و راهکارهای مشخص خود را برای حل این چالش‌هاوسایرمشکلات، روشن و قابل ارزیابی اعلام کنند.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.